Favorite films
Don’t forget to select your favorite films!
Don’t forget to select your favorite films!
خب، آپولو ۱۳ واقعا فیلم خوبیست. کلیشهای هست، ولی این منافاتی با تاثیرگذاریاش ندارد. تمام ویژگیهای یک فیلم استاندارد را - از کارگردانی و بازیگری تا جزئیات طراحیها - دارد. و حتی میشود دربارهی چیزهای جدیتری هم در فیلم صحبت کرد، مثل چرخشی که از شکست به سمت پیروزی انجام میدهد و مثلا مقایسهاش کرد با دانکرک و نتایج تازهای گرفت. ولی مسأله همان «استاندارد بودن» است. مسأله این این است که آپولو ۱۳ در میانهی دههی نود ساخته شده.…
شاید در ابتدا فکر کنیم اوا صرفا اکشن بدیست. چون صحنههای ابتدایی (دزدیدن سوژهی اول، معرفی اوا به عنوان یک «حرفهای»، و قتل سوژه) قابل قبولاند و اولین نشانههای آزاردهنده از سکانسهای درگیری و زدوخورد در هتل پیدا میشود. شاید تا اواسط فیلم هم به این فکر کنیم که اگر حال و هوای تریلر بر فیلم حاکم میشد و اکشن آن به حداقل میرسید، کار درست میشد. ولی همهی اینها تا قبل از زمانیست که کالین فارل به طور جدی…
شاید به نظرمان برسد که در مقایسه با آثار معروفتر و نمونهایتر کمدی در سینمای صامت اینجا با فیلمی طرفیم که به اندازهی کافی عمیق نیست و صرفا بامزهست و مخاطبش را میخنداند و البته رفتهرفته هم دیوانهوارتر میشود. ولی از شخصیتپردازی قابل توجه و اجرای نبوغآمیز و شوخیهای منحصربهفرد خبری نیست. اما این حرفها برای یک کمدی بیست دقیقهای ساده زیادی سختگیرانه نیست؟
سکانس برگزیده: لورل و هاردی درخت کریسمس را بردهاند دم در خانهای تا به صاحبخانه بفروشندش.…
این فیلمیست دربارهی پایمردی. دربارهی حقوقی که آدمها برای خودشان قائل میشوند و پای آنها میایستند. دربارهی ایستادگی و جا نزدن. دربارهی اهمیت اعتراض، که میتواند یک «ظلم سیستماتیک» را تبدیل به یک «اصلاح سیستماتیک» کند. با یک «جمع» کمنظیر و درخشان که از اغلب کاراکترهای پرسروصدای آرون سورکین بهیادماندنیتر است.
سکانس برگزیده: تمام لحظاتی که آن دوتا هیپی دوستداشتنی، جلال و جبروت دادگاه را به بازی میگیرند.