یعنی من هم قرار هست یک روز مثل پییر در حالی که روی سبزه ها یا در هر مختصات دیگه ای با خودم تنهای تنها شدم، لا به لای همه لحظه های خوشی که سهم من از دنیا بوده، به معنی واقعی کلمه غرق بشم و نوازنده برای همیشه دست از نواختن بکشه تا من بمونم و شکافی که هرگز پر نمیشه؟ امیدوارم تا اون روز هنوز خاطرات خوبی به عنوان حسن ختام برام باقی مونده باشه. فعلا میتونم بگم اونقدری خوشبخت بودم که یک بار دیگه شاهد جادوی سینما باشم.