ضدِ خاطرات
Favorite films
Don’t forget to select your favorite films!
Recent activity
AllRecent reviews
More-
Brief Encounter 1945
عزیمت زن برای خریدِ کادوی گرانقیمت برای تولد شوهرش، منجر میشود هزاران عمر و دقیقه و زیستهی دوباره.
میرسد به آنجا که صرفنظر از حتی مرگ میکنی، مبادا فراموشی سراغت آید.
همهی اینها را یک تکهسنگ و سوتِ قطاری
بیتاخیر رقم میزنند.
و آن دستِ روی شانه از برای خداحافظی بیآنکه بتوانی دستش را بگیری.Translated from by -
Empire of Passion 1978
توییجی-سان(نقشِ نمادینِ فرزند) چو کودکی که با تقلا میخواهد به ساحتِ نمادین و دیگربودگی برسد، با زدن موی زهدانِ سوکی-سان(نقش نمادینِ مادر)
داغ فقدان را تحمیل و روانهی پدر که دربردارندهی تمامی امیال و احساسات مادر (سوکی-سان) است، میکند.
در کشتن و غیابِ پدر، سلطهی دلهره و چیرگی بر دیگری، زیستن را فرامیگیرد.
نقشِ فالوس به قتل میرسد که فرزند در مقامِ دیگری، کانونِ وجودی مادر شود.
در پسِ فقدان پدر، مادر و فرزند در دیالکتیکی نمادین، لذت و شعف را ورای اقتدار پدر میبینند؛ اما فقط برای سهروز و یک اعدام و همآغوشی.Translated from by
Popular reviews
More-
Pickpocket 1959
در سکانس ابتدایی، دست، زبان را وا میدارد به سخن گفتن.
تمام ابزار ما همین کلمات و زبان است که برسون ابدیشان میکند.
"به خدا اعتقاد داشتم، آنهم برای ۳ دقیقه"
چه دوربین درستی دارد برسون؛ در سکانسهای بالا رفتن از پله، چه لطیف دست کاراکتر از نرده پیش میرود.
حتی حرکاتِ دستِ کارمندِ بانک نیز حساب شده است.
رقصدستهای جیببر برای هیچ و پوچ بود انگار.
ما ابدا نمیبینیم که ریالی خرج شود با چیزی به او اضافه شود.…Translated from by -
The Passenger 1975
جایی خواندم ناتوانی "لاک" او را فرار به خیال و جعلِ هویت سوق میدهد.
ناتوانی در فرار از گذشته، همسر یا حتی بیرون کشیدنِ اتوموبیل از شنهای صحرا با یک بیل که
نماد "فالیک" است.
فضایِ ذهنیِ زاده از کلمات، ظهور ذهنیتگرایی و تنِ خواهی او منجر به فعلِ جعلِ هویت میشود.
جاعل در کالبد خود به هر ذهنیتی سرک میکشد ولی در فرآیندِ آینهوار است که دیگری را در خودش میشناسد.
نمیدانم چرا به زن بینامِ داستان آنچنان پرداخت…Translated from by